من کنت مولاه ... فهذا علی مولاه
مولای ما نمونه دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فکر میکنم
این خانه بی دلیل ترک بر نداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیامبر نداشته است
سوگند می خوریم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است
طوری ز چهارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرئیل واژه بهتر نداشته است
چون روز روشن است که در جهل گم شده است
هرکس که ختم ناد علی برنداشته است
این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من نیست که برابر نداشته است
حمیدرضا برقعی

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 13:36 توسط هما زهدی
|
مرجع اطلاع رسانی و پل ارتباطی بین برقی ها