شعر
تنها تو بودی که خوب فهمیدی
استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
........................................................................................
حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع
واژه در واژه کشیده است از ایران به عراقم
.......................................................................................
ای چشم تو بیمار ، گرفتار ، گرفتار
برخیز چه پیشامده این بار علمدار
گیریم که دست و علم و مشک بیفتد
برخیز فدای سرت انگار نه انگار
.........................................................................................
سرت را برده اند یغما ،که گیرند ز آن گلابت را پس آن ها برده اند گلبرگ و مانده ،آن تنت تنها
سرت را برده اند یغما ،گرفته بوی تو دنیا تنت چون قالب عطری سرش گمگشده است گویا
...........................................................................................
آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را
خون از مژه میریخت به تشییع غریبش
آن نیزه که میبرد سر بی بدنش را
پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را
زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد
شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را
آغوش گشاید به تسلای عزیزان؟
یا خاک کند یوسف دور از وطنش را؟
خورشید فروزان شده در تیرگی شام
تا باز به دنیا برساند سخنش را
................................................................................
عجب شبی بود غروب عاشورا
که حتی نیزه نیز بر سرش قرآن ناطق می گذارد
..............................................................................................
دور حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام هیچ کجا برای من کرب وبلا نمی شود
....................................................................................
(این یه غزل و تموم)
مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را
آب روشن شد و عکس قمر افتاد درآب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را
کوفه شد، علقمه شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را
تا خجالت بکشد،سرخ شود چهرهء آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را
ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را
آب مهریهء گل بود والا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را
مرجع اطلاع رسانی و پل ارتباطی بین برقی ها