پرنده‌های مهاجر با افتخار برمی‌گردند

«The Field of Athenry»

 ندايي است كه هواداران ايرلند سر داده‌اند و بيش از 10 دقيقه به صورت ايستاده آن را زمزمه مي‌كنند؛ سرودي كه قدمتي بيش از يك قرن دارد

irland fans 

نیم بیشتری از ورزشگاه «آره‌نا گدانسک»را هواداران پرشور ایرلند پر کرده‌اند. اسپانیا همچون موجی سهمگین به شاگردان «تراپاتونی» می‌تازد و پیکره این تیم را مورد تازیانه قرار می‌دهد. بازیکنان سبزپوش ایرلند تحت‌تاثیر پاس‌کاری‌های ماتادورها قرار گرفته‌اند. ضربه آخر محکم‌تر نواخته می‌شود. فابرگاس در دقیقه ۸۳ آخرین تیر را شلیک می‌کند تا چهارمین توپ تور دروازه «شی‌گیون» را به لرزه در آورد. همه چیز پایان پذیرفته است. مردان سبزقامت ایرلند خسته از تیکی‌تاکای ماتادورها، تنها به سوت پایان فکر می‌کنند و برای شنیدن حکم پایان مسابقه از سوی قاضی میدان‌ـ‌ پدرو پروئنکا‌ـ بی‌تابند. براستی این پایان ماجراست؟

در میدان اگرچه بازیکنان ایرلند سر تعظیم مقابل «سرخ‌ها» پایین آورده‌اند، اما روی سکوها حکایت دیگری در حال شکل‌گیری است. بلافاصله بعد از گل چهارم اسپانیا و از دقیقه ۸۵ سرودی در ورزشگاه طنین می‌اندازد. بیش از نیمی از ورزشگاه ایستاده در حال زمزمه سرودی هستند. با لب‌های خندان. اینها طرفدار ایرلند هستند. گویی تیمشان با چهار گل پیش است. نماهای کلوزآپ ـ درشت‌ـ چهره خندان ایرلندی‌ها که با سه رنگ سبز، سفید و قرمز (پرچم ایرلند) منقش شده را به تصویر می‌کشد.

اینها چه می‌گویند؟ فریاد می‌زنند «حیا کن… رها کن»؟


http://u.goal.com/192400/192472hp2.jpg



فکرم به شدت مشغول می‌شود. این چه حکایتی است؟ این چهره‌های خندان نشانه چیست؟ اینها چه می‌گویند؟ کارگردان تلویزیونی بازی‌ را رها کرده و هواداران ایرلند را شکار می‌کند، چون بازی بزرگ آنجاست نه در داخل مستطیل سبز. به تکاپو می‌افتم. با حامد نعمت‌الهی و چند نفر دیگر تماس می‌گیرم. اینترنت را چندین بار بالا و پایین می‌کنم. ساعت ۱:۱۵ بامداد است اما نه من خوابم، نه اینترنت، نه دوستان مطبوعاتی و نه هواداران ایرلندی، از خواب خبری نیست.

«The Field Athenry» ندایی است که هواداران ایرلند سر داده‌اند و بیش از ۱۰ دقیقه به صورت ایستاده آن را زمزمه می‌کنند؛ سرودی که قدمتی بیش از یک قرن دارد. این ترانه در سال ۱۸۴۶ بر سر زبان‌ها افتاد؛ ترانه‌ای فولکلور و قدیمی که زادگاه آن کوچه پس کوچه‌های دوبلین است، اما به سرعت فراگیر شده و حتی برای مردم این کشور به سرودی ملی تبدیل می‌شود.


http://u.goal.com/192400/192474hp2.jpg


در داستان‌های مردم ایرلند آمده که چهره‌ای به نام «مایکل» به واسطه فقر زیاد و گرسنگی همسر و فرزندانش به جایی می‌رسد که تصمیم به دزدی می‌گیرد. اما چندان خوش‌شانس نیست و به خاطر دزدیدن غذا برای خانواده‌اش دستگیر شده تا به استرالیا تبعید شود. مردم به این قضیه معترضند و همین اعتراض ریشه شکل‌گیری ترانه «The Field Athenry» می‌شود. با این مضمون که مایکل به همراه همسرش «امی» تبعیدی نیستند بلکه پرنده‌هایی مهاجر هستند که پرواز می‌کنند و در نهایت قدرتمندتر و باافتخار به کشورشان بازمی‌گردند…!

این آهنگ بارها و بارها بازسازی شد. ابتدا در سال ۱۹۷۹ که توسط هواداران سلتیک بر روی سکوها خوانده می‌شد و سپس در سال ۱۹۹۰ توسط «دنی دویل» به نوعی به سرود ملی و فراگیر از سوی فوتبال‌دوستان متعصب ایرلند تبدیل شد.

ایرلندی‌ها از دقیقه ۸۳ تا پایان وقت‌های تلف شده دیدار تیم‌شان مقابل اسپانیا یکصدا و تمام‌قد این ترانه را زیر لب زمزمه می‌کنند. گویی سراپا حنجره‌اند. ایرلندی‌ها جان تازه‌ای می‌گیرند، اما خیلی دیر است. در نهایت نیز در میان فریادهای تشویق و سوت و کف هواداران خودی راهی رختکن می‌شوند. اینجا چه خبر است؟


http://u.goal.com/192400/192464hp2.jpg